hkarimi.frm.ir

پرسش و پاسخ
امروز جمعه 12 شهریور 1389, 10:50 am

همه زمانها UTC + 3:30 ساعت هستند




ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 9 پست ] 
نويسنده پيغام
 موضوع پست: همدان
پستارسال شده در: جمعه 31 خرداد 1387, 11:45 am 
آفلاين
Site Admin
 WWW  YIM  مشخصات

تاريخ عضويت: يکشنبه 8 اردیبهشت 1387, 10:37 am
پست ها : 83
محل سکونت: اصفهان
کرده: 15 تشکر
دریافت شده: 12 تشکر
موقعيت جغرا فيايی استان همدان
استان همدان با وسعتی در حدود ۲۰ هزار کيلومتر مربع که در حدود ۲/۱ ٪ مساحت کل کشور را تشکيل می دهد در غرب ايران بين مدار ۳۳ درجه و ۵۹ دقيقه تا ۲۵ درجه و ۴۵ دقيقه عرض شمالی و ۴۷ درجه و ۳۶ دقيقه طول شرقی از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است .
این استان از شمال به استان زنجان ؛ از جنوب به استان لرستان (بروجرد) و از شرق به استان اراک و از غرب به استان کرمانشاه محدود می باشد .اين استان منطقه ای است کوهستانی وکوههای واقع در ان در تقسيم بندی کوههای ايران جزو رشته کوههای غربی و مرکزی کشور است که جهت انها مانند کوههای مرکزی از شمال غربی به جنوب شرقی می باشد . نوع انها خارايی و بيشتر ايام سال پوشيده از برف می باشد وبه همين علت سرچشمه رودخانه ها وچسمه سار های فراوان می باشند.
موقعيت جغرافيايی وجمعیت شهر همدان
شهر همدان در طول دره وسيعی که از دو طرف به کوههای بلند و ارتفاعات الوند محصور است قرار دارد .اين شهرستان از شمال به بيجار و زنجان و قزوين از مشرق به ساوه و تفرش از جنوب به اراک و ملاير و تويسرکان وکرمانشاه و از مغرب به کرمانشاه و سنقر و قروه محدود می شود .ارتفاع ان از دريا ۱۷۴۷ متر است . جمعيت شهر همدان نيز در سال ۱۳۷۰ حدود ۷۷۴۰۰۰ نفر بوده که احتمالآ اين رقم به حدود يک ميليون نفر در سال ۱۳۸۳ رسيده است .
آب و هوای استان
اغلب شهرستانهای استان همدان در نقاط مر تفع قرار دارند . در شمال شرق وشمال استان دشتها ی وسيعی وجود دارند که ميدان عمل بادهای شديد می باشند وتوده های هوا به راحتی اين مناطق را تحت تاثير خويش قرار می دهند ، وجود اين دشتها در مجاورت نواحی مرتفع و کوهستانی ، باعث توليد بادهای شديدی در سطح استان می شود که باعث شده است استان همدان از مناطق باد خيز کشور به شمار ايد . ضمنآ متوسط سرعت باد در اين استان ۴ متر در ثانيه است. ديگر عواملی که در اب وهوای استان نقش موثر دارند ، عبارتند از دوری از درياها و پيش امدن توده های هوای شمالی و غربی . رو يهم رفته مناطق مرتفع استان ، دارای اب وهوای کوهستانی سرد و مناطق جنوبی استان (ملاير و نهاوند ) اب و هوای معتدل کوهستانی دارند .
پوشش گياهی
به نام خدا / استان همدان در گذشته دارای جنگلهای وسيعی بوده است . در حال حاضر فقط قسمتی از کوههای شهرستان نهاوند پو شيده از جنگل است و از درختان عمده ان بلوط را می توان نام برد . ولی مساحت مراتع اين استان حدود ۸۰۰،۰۰۰ هکتار است . بيشتر مراتع بين دره ای در شهرستانهای تويسرکان وملاير وجود دارد .
فر هنگ و زبان
در استان همدان اقوام مختلف با فرهنگها و اداب وسنن خاص خود زندگی ميکنند . بدين جهت تفاوت زبان و لهجه در سطح استان بخوبی مشاهده ميشود .اين زبانها عبارتند از : ۱- زبان فارسی : اغلب ساکنان مرکز استان به زبان فارسی سخن می گويند .(البته بيشتر با لهجه خاص همدانی که شايد در فرصتی به ان بپردازم ) ۲- زبان ترکی: اغلب ساکنان شمال غرب استان به ويژه در شمال وغرب شهر همدان به زبان ترکی صحبت ميکنند . ۳-زبان لری ولک: ساکنان ملاير ، نهاوند وسامن به زبان لری سخن ميگويند. ۴- زبان کردی : اغلب ساکنان شمال غرب وغرب استان در مجاورت استانهای کرمانشاه و کردستان ، به زبان کردی صحبت ميکنند.
جمعيت و تقسيمات سياسی
جمعيت استان همدان بر اساس سر شماری سال ۱۳۷۰ بالغ بر ۱۷۵۰۰۰۰ نفر بوده است . همچنين برابر اخرين تقسيمات کشوری تا سال ۱۳۷۵، اين استان دارای ۸ شهرستان شامل : همدان (مرکزاستان) ،ملاير ، نهاوند ، اسد اباد ، تويسرکان ، رزن ، بهار و کبودر اهنگ و تعداد ۱۸ بخش است .

_________________
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم!


بالا
 
 موضوع پست: سرگذشت همدان
پستارسال شده در: جمعه 31 خرداد 1387, 11:47 am 
آفلاين
Site Admin
 WWW  YIM  مشخصات

تاريخ عضويت: يکشنبه 8 اردیبهشت 1387, 10:37 am
پست ها : 83
محل سکونت: اصفهان
کرده: 15 تشکر
دریافت شده: 12 تشکر
سرگذشت همدان.

از زماني كه انسان به صورت اجتماعات كوچك و بزرگ در روستاها و شهرها زندگي مدني را آغاز نمود ، سابقه شهرنشيني و پيدايش اجتماعات به گواهي تاريخ در همدان مشاهده مي شود و به همين دليل همدان در دريف كهنسالترين شهرهاي ايران و جهان به شمار مي رود. بنا به گواهي لوحه هاي گلي، سنگي، طلاو نقره كه برخي ار آنها از هزاره دوم پيش از ميلاد هستند و وجود بعضي آثار و نقوش كه در صخره سنگهاي الوند وجود دارند و در دريف سنگ نگاره هاي پيش از تاريخ شمرده مي شوند و به گواهي كارشناسان محلي به 5 هزار سال پيش مربوط هستند حكايت وجود اجتماعات چوپاني در دوره هاي پيشين را دارند. اصولا" تاريخ مدون ايران بگونه اي كه امروزه در اخيتار مي باشد ، در 80 الي 100 سال پيش وجود نداشت. زيرا تا اواخر دوره حكومت قاجار اساس تاريخ ايران بر مبناي شاهنامه فردوسي بود. در اوايل قرن بيستم ميلادي با آمدن دانشمندان و باستانشناسان بزرگي چون : پرفسور گريشمن و " پرفسور هرتسفلد" و محققان گرانقدر ايراني و ... مطالعات و تحقيقات علمي روي آثار و اشيا پيدا شده ، بسياري از تاريكيهاي تاريخ ايران به ويژه همدان چهرهاي ديگر يافت. با به دست آمدن كليد خواندن خطوط ميخي و پيدا شدن لوحه هاي متعدد طلا و نقره از همدان و تخت جمشيد ، تا حد زيادي معماهاي تاريخي روشن گرديد . دولتهاي پيشدادي و كياني در شاهنامه فردوسي چهره در افسانه ها و اساطير كشيد ند، دولتهاي كاسي(كاسيان) ماد و هخامنشي به عوان حكام نخستين در منطقه همدان در صفحات تاريخ ظاهر شدند. در قديمي ترين سنگ نگاشته آشوري كه در منطقه ميان رود ان (بين النهرين) پيدا شد نام قديمي همدان به نام (آكسايا) يعني شهر (كاسي ها) آمده است .
كاسي ها در هزاره دوم پسش از ميلاد در مناطق غرب ايران بصورت گروههاي جدا ار هم و متشكل در طول رشته كوههاي زاگرس زندگي شباني داشته اند . حيطه نفوذ آنان در سرزمين هاي مركزي فلات ايران نيز بوده است . برخي از تاريخ نگاران واژه هاي قزوين ، كاشان و خزر را ملهم از همان واژه (كاسي) مي دانند. در كتاب تورات عهد عتيق نام شهر همدان به زبان عبري احمتا آمده است . سنگ نگاشته (پيكلات پاليسروال) پادشاه آ شوري در 1100 سال پيش از ميلاد ، از سرزمين هاي ماد به نام (امدانه) نام برده و از شهر همدان با نام (امدانه) سخن گفته است . در تپه هاي باستاني اطراف همدان از جمله (تپه نوشيجان) در 15 كيلومتري ملاير به عمدان ، تپه هاي (كودين) و (سگاوي) در حوالي كنگاور و احتمالا" تنديس سنگ شير در همدان و برخي آثار بنا و سفال بازگو كننده تمدن دوره ماد در همدان و سرزمين هاي ماد مي باشند(ماديها مردماني بودند آريايي نژاد، كه در ابتداي قرن هفتم يا آخر قرن هشتم قبل از ميلاد ، دولت ماد را تاسيس كردند) بنا به قول هرودوت تاريخنگار يونان باستان (708-655 پيش از ميلاد) بناي شهر همدان به (ديااكو) نخستين پادشاه ماد مي رسد . او مي نويسد :
(قصري ساختند هفت قلعه داشت ، ديوار هر يك از قلاع دروني بر ديوار قلعه بيروني مشرف و آخرين ديوار بر تمام ديوارها مسلط بود... قصر سلطنتي و خزانه را در آخرين قلعه دروني جا دادند . از هفت ديوار همدان هر كدام رنگي معين داشت . كنگره هاي ديوار اول (بيروني) سفيد ، دومي سياه، سومي سرخ تند، چهارمي آبي ، پنجمين سرخ باز ، ششمين سيمين رنگ، هفتمين زرين گون. بزرگترين ديوارقلعه همدان به حجم ديوار آتن مي رسيد . همانطور كه اشاره شد ، همدان در دوره مادها (امدانا) نام داشته و در دوره هخامنشيان (هگمتانا) بوده است . در اين مورد (ايران باستان) مي نويسد : (قلعه اول كه اسم اين محل (همدان) برده شده ، تيگلات پاليسراول آشوري در 1100 پيش از ميلاد است ، اين پادشاه آشور اسم آن را (امدانه) ذكر كرده ، در كتيبه هاي هخامنشي اسم اين شهر (هگمتان) نوشته اند. بعد از ديااكو ، پسرش (فرورتيش 655 - 633 پ م) به حكومت ماد انتخاب گرديد. داريوش اول در سنگ نگاشته هاي بيستون نام پادشاه دوم ماد را (فرورتيش) ذكر مي نمايد . بعد از او (هووخ شتر) (633 - 585 پ م) شاه ماديها شد. اين فرد بر خلاف پدرش به تربيت قشوني منظم كه بتواند در مقابله با آشورمقاومت كند پرداخت ، و در جنگي سخت دولت آشور از مادها شكست خورد. اين حاكم مادي را ميتوان بلند آوازه ترين حمكران ماديها دانست. پس از او (آژدهاك) به پادشاهي ماد رسيد كه در زمان او كورش فرمانروايي پارس بر مادها چيره گرديد . سرزمين هاي ماد و پارس يكي گرديد ودر سال 550 پيش از ميلاد دولت پارس بر منطقه مسلط شد و قدرتي بزرگ در عهد باستان شد. همدان در دوره طولاني هخامنشيان موقعيت و اقتدار خود را حفظ كرد . وجود سنگ نگاشته هاي گنجنامه ، دخمه گور استر مردخاي ، پيدا شدن لوحه هاي طلا و نقره از تپه هگمتانه به خط ميخي ، همچنين جام زرين و ساغر طلاي مربوط به اين دوره در همدان جملگي حكايت از رونق و قدرت همدان در آن دوره را مي رساند. هخامنشيان امپراتوري بزرگي تشكيل دادند مقر حكومت خود را ابتدا در هگمتانه و شوش مستقر نمودند سپس به ساخت كاخهاي تخت جمشيد پرداختند . البته به علت گرماي شديد خوزستان و فارس در تابستانها از كاخهاي هگمتانه استفاده مي نمودند . از طرفي موقعيت خاص جغرافيائي همدان و ، بر سر را ه واقع بودن آن كه پيوسته محل رفت و آمد كاروانهاي شرق همدان و شمال فلات ايران به ميان رودان بود ، همين امر سبب اهميت و رونق شهر همدان در طول تاريخ بوده است .
در حمله (اسكندر مقدوني) ابتدا همدان مورد حمله قرار گرفت ، آخرين بازمانده دولت پارس (داريوش سوم) از مقابل اسكندر گريخت . اسكندر در متعاقب آن به شوش و تخت جمشيد دست يافت . در مراجعت در همدان پيروزي خود را جشن گرفت . كشتاري وحشيانه و بي رحمانه بوسيله يونانيان در همدان بوجود آمد ... بعد از ا سكندر ، (سلوكيان) كمتر از يك قرن به عنوان جانشينان اسكندر در همدان و اطراف آن حاكم راندند. معبد (لائوديسه) در شهر نهاوند كه خرابه هايش در مركز شهر وجود دارد يادگار آن دوران است. در حفريات سال 1322 خورشيدي لوحي در 33 سطر بر سنگ مرمر پيدا شد . لوح مربوط به 193 سال پيش از ميلاد است و ، نشان مي دهد: مربوط به (آنتيوكوس) سوم سلوكي است . بنا به عقيده باستانشناسان و مطالب روي لوح درباره گزارشي از شهر (لائوديسه) (نام يوناني نهاوند) به فردي به نام (مند منوس) است. ترجمه لوح در سال 1949 ميلادي توسط (‌روبرولد) در مجله (هلينگ) چاپ و منتشر گرديد. شهر همدان به علت داشتن همان موقعيت جغرافيائي كه اشاره شد ، در شروع قدرت پارتها (اشكانيان) يكي از مراكز اجتماع قدرت پارتها بود. اشكانيان در طول چهار قرن حكومت خود ، و جنگهاي طولاني با روميان به ناچار منطقه همدان پيوسته در صحنه فعاليت هاي جنگي آنان قرار داشت ... ويرانه قلعه اي سترگ در فراز تپه مصلي ، پيدا شدن چند گور با تابوتهاي سفالي در تپه سنگ شير برخي ا شيا ء سكه از آن دوره دليل برحضور فعال و طولاني پارتها را نشان مي دهد . تاريخنگاران و برخي از باستانشناسان احتمال مي دهند تنديس سنگ شير نيز مربوط به دوره پارتها ا ست. در دوره به قدرت رسيدن ساسانيان همدان مدت سه سال به فرماندهي پسر اردوان پنجم در مقابل اردشير ساساني مقاومت نمود. ساسانيان كه مركز حكومت وقدرت خود را در (تيسفون) قرار داده بودند ، و همدان كه دروازه فلات ايران به ميان رودان (بين النهرين) بود ، رونق بازرگاني و رفت و آمد عمده كاروانيان بود كه از آن مي گذشت ، لذا هميشه مورد توجه ساسانيان بود و بر آباداني آن افزوده مي گرديد . پس از سقوط تيسفون در حمله اعراب تنها راه سقوط ساسانيان گشوده شدن همدان بود ، كاميابي اعراب در جنگ نهاوند (فتح الفتوح) جنگ به پشت دروازه هاي همدان رسيد. حصار و دژهاي هگمتانه دست يافتني نبود ، سران جنگي عرب راهي جز مصالحه با حاكم همدان يعني نماينده ساساني در همدان نديدند طي قرار با حاكم آن روز همدان (خسرو شنوم) همدان بدون جنگ و خونريزي به روي مسلمين گشوده شد. ار اين تاريخ است كه دين مبين اسلام به سرعت در سرتاسر فلات ا يران گشترش يافت . در كتاب (تارخ الكامل)‌ گشوده شدن همدان بدست اعراب اين گونه است : (خسرو شنوم چنين ديد، از ايشان امان خواست و پرداخت گزيت را پذيرفت . بر اين پايه كه : همدان و دستبي= (قزوين) از گزند مسلمانان ايمن باشد و دشمنان ايشان هم نتوانند از راه همدان و دستبي بر اسلاميان آسيبي رسانند...)
در سده هاي نخستين هجري گروهاي متعددي از طوايف عرب رياست و حاكميت همدان را از سوي خليفه هاي بغداد در دست داشتند از آن جمله طايفه (بنوسلمه) از معروفترين آنان است . گروهي از علويان حسني كه در طول سده هاي اول و دوم به كنار ه هاي درياي مازندان كوچيده و علويان را در ايران پايه گذاري نمودند صاحب قدرت شدند. در طول قرن سوم گروهي از سادات علوي حسني از طبرستان به همدان آمدند كه در ميان آنان (اطروش) صاحب اقتدار گرديد . نوادگان او مدت سه قرن رئسي شهر همدان را با نام علويان همدان به عهده داشتند . در طول قرن سوم همدان در زير و بم هاي سياسي و گروههاي قدرت طلب دست خوش آماج بود. در سال 319 ه ق (مرد آويج زياري) از خاندان (آل بويه) به بهانه انتقام كشته شدن خواهر زادهاش بدست مردم همدان به شهر همدان لشكر كشيد ، قتل و غارت و كشتار بي رحمانه اي- براه ا نداخت . در زلزله سال 345 ه ق شهر به تلي از خاك و ويرانه بدل شد و مدتي طول كشيد تا دوباره بازسازي گردد. بروزفرقه هاي متعصب مذهبي در طول سالهاي 350 تا 370 ه ق نا امني و خونريزيهاي بسياري در شهر پيدا شد . در طول سده هاي چهارم و پنجم همدان مركز برخوردهاي شديد قدرت طلبان محلي چون (آل زيار) (ديلميان) همچنين فرمانروايان محلي (حسنويه ، كاكويه بود در دوره آرامش منطقه دستخوش آ شوبها گرديد . در سد پنجم بويژه در زمان (‌شمس الدوله ديلمي) كه ابن سينا وزارت او را بدست داشت همدان چند گاهي روي آرامش و آسايش را ديد. با بروز قدرتهاي تركان غز و قراختائي و بدنبال آن به خون و آتش كشيده شدن ايران همدان نيز در اين مشكلات قرار گرفت تاجائي كه تركان سلجوقي در منطقه غربي (‌عراق عجم) قدرت و نفوذي پيدا كردند . همدان سالهاي مقر حكومتي سلاجقه غرب ايران بود آثاري از اين دوره در همدان و نهاوند باقي است . يورشهاي بي رحمانه مغولان بدنبال تركان از سال 618 تا 627 ه ق به همدان سبب بسياري ويراني و آشفتگي گرديد. مغولان كه از مقاومت تقريبا" 10 ساله همدان به تنگ آمده بودند . پس از دستيابي به شهر آنچنان قتل و ويراني در شهر به راه اندا ختند كه تا سالها شهري به نام همدان وجود نداشت . تا اينكه افراد متواري و سرگردان در روستاها مجددا" به شهر آشوب زده برگشتند و شهري ديگر ساخته و همدان بازسازي شد . در دوره ايلخانان گروهي از مغولان تاز مسلمان شده ، همدان تا حدي روي آرامش و آباداني را ديد و قدرت و موقعيت گذشته را بازيافت . مركز قدرت فرمانروايان محلي ايلخاني گرديد تا جائي كه در سال 695 ه ق يكي از شاهان محلي ايلخاني در همدان به تقليد از حكومتهاي پيشين ايراني طي مراسمي تاجگذاري كرد. با يورشهاي امير تيمور لنگ مجددا" قحطي و بيماري در شهر چهره نشان داد. ويراني جنگهاي تيمور مدتي در شهر باقي بود تا در دوره صفويه بدنبال آرامشي نسبي در ايران ، همدان نيز بي بهره نماند و موقعيت گذشته خود را بازيافت . قبلا" اشاره شد همدان بعلت واقع بودن بر سر راههاي شمالي، شرقي و حتي جنوبي فلات ايران به بغداد ، هميشه پر جنب و جوش بود، رفت و آمد كاروانهاي حامل كالاهاي تجارتي و موقعيت خوب منطقه براي كشاورزي و دامداري شهر همدان پش از هر ويراني و قتل و غارت به سرعت رو به آبادي و نوسازي مي گذاشت ، ديديم همدان هميشه سپر بلاي متجاوزين به ايران از شمال غربي و غرب بوده ا ست . همين مسئله يكبار ديگر در اواخر دوره صفويه تكرار شد . نيروهاي عثماني با استفاده از ضعف دولت صفوفي از شمال غربي و غرب در سال 1136 ه ق به اطراف همدان رسيدند. همدان در اين جنگ مقاومت بسياري نمود تا جائي كه (احمد شاه) والي متجاوز عثماني مدت زيادي پشت حصارهاي شهر بود كه در اثر بي لياقتي آخرين بازمانده صفوفي طبق قرار دادي همدان به عثمانيها واگذار گرديد . در دو جنگ پي در پي بفرماندهي نادر شاه افشار، عاقبت در جنگ معروف به (كرگوك) در سال 1145 ه ق مطابق با 1722 ميلادي والي عثماني از نادر شكست سختي خورد و در نتيجه همدان به آغوش وطن برگشت . بعد از نادر شاه افشار كريم خان زند حكومت ايران را بدست گرفت . او اصلا" از خطه همدان بود . زادگاهش دهكده پري يكي از روستاهاي ملاير بوده است . در سال 1193 ه ق (علي مرادخان) خواهر زاده كريم خان والي همدان شد . همو پس از مرگ كريمخان ادعاي استقلال طلبي داشت . همدان را مركز و پايتخت خود قرار داد . به نام خود سكه ضرب نمود. در فاصله سالهاي 1205 الي 1211 در چند جنگ از آغاز محمد خان قاجار شكست خورد با انتقام اين ماجرا يك بار ديگر همدان طعم تلخ قتل و غارت و آتش سوزي را چشيد . در طول دو جنگ جهاني اول و دوم همدان صدمات زيادي ديد و دچار قحطي و كمي آذو قه گرديد. در اواخر دوره قاجار و پيدا شدن نهصت مشروطه طلبي همدان در رديف شهرهاي پيشقدم بود و با بروز بزرگان و روشنفكراني در مطبوعات چون (ميرزاده عشقي) و (عارف قزويني) كه در اواخر عمرش در همدان بود، نقش موثري داشت . نبايد فراموش كرد در طول قرون متمادي همدان ضمن اين كه پستي و بلنديهاي بسياري را پشت سر گذرانيده هميشه در دامن علم پرور او علماء ، دانشمندان ، روحا نيون و سياستمداران بزرگي پرورش يافته اند كه جملگي در تحولات جامعه كشور اثري مثبت داشته اند.

_________________
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم!


بالا
 
 موضوع پست: شکل گیری دولت ماد در همدان1
پستارسال شده در: جمعه 31 خرداد 1387, 11:48 am 
آفلاين
Site Admin
 WWW  YIM  مشخصات

تاريخ عضويت: يکشنبه 8 اردیبهشت 1387, 10:37 am
پست ها : 83
محل سکونت: اصفهان
کرده: 15 تشکر
دریافت شده: 12 تشکر
شکل گیری دولت ماد در همدان1


ايران در هزاره اول ق.م. بررسي جامع تاريخ و فرهنگ و جغرافياي ايران را در دوران ماد مي توان به اعتباري مشكل ترين و پيچيده ترين بخش از دورانهاي تاريخي اين سرزمين به شمار آورد. وجود نظريه پردازيهاي پژوهشگران مختلف...

ايران در هزاره اول ق.م.
بررسي جامع تاريخ و فرهنگ و جغرافياي ايران را در دوران ماد مي توان به اعتباري مشكل ترين و پيچيده ترين بخش از دورانهاي تاريخي اين سرزمين به شمار آورد. وجود نظريه پردازيهاي پژوهشگران مختلف كه هر يك در زمينه أي خاص ، چون زبان شناسي ، نژادشناسي ، دين شناسي و… صاحب نظر بوده و از ديدگاه خود با موضوع برخورد كرده اند از يك سو ، و نيز نظرات پژوهشگراني كه كار خود را متوجه بخشهاي خاصي از مجموعه جامعه ايران هزاره اول ق.م. ، مانند ايلاميان ، ماناييها ، اورارتوها و يا تمدنها و دولتهاي همجوار چون آشور و بابل ساخته اند ، از سوي ديگر عامل موثر در ايجاد پيچيدگي و دشواري مسير پژوهش گرديده است . اين پيچيدگي بدان جهت است كه عمده اين پژوهشگران كوشيده اند تا هر چه بيشتر بر موضوع مورد نظر خود تاكيد كنند و با مرزبنديهاي بسيار مستحكم ، به هر بخش به عنوان واحدي مستقل در تمامي ابعاد بنگرند . عجيب آنكه با ورود به دوران هخامنشي ، اين نحوه برخورد به ميزان غير قابل تصوري دگرگون گرديده و با نگاهي جامع و فراگير به آن برخورد شده است . اما ، با توجه به اينكه دانش باستان شناسي در اين مورد بيشتر و بهتر از علوم ديگر مي تواند اظهار نظر كند ، در كل بررسيهاي اين دوران باستان شناسي نقش عمده و اساسي بر عهده ندارد.
منابع نوشته كهن مربوط به دوران ماد ، به زبانهاي گوناگون مانند بابلي ، آشوري ، ايلامي ، اورارتويي ، پارسي باستان ، اوستايي ، ارمني قديم ، عبري قديم ، يوناني ، لاتيني ، آرامي و … مي باشند كه به دليل تنوع آنها ، و مشكلات فراوان در خواندن كامل برخي از اين زبانها و انجام نگرفتن يك بررسي تطبيقي بر روي آنها نمي توان بهره لازم را از اين منابع گرفت . از سوي ديگر ، در نوشته هاي آشوري با توجه به همجواري آن سرزمين با ايران در دوران ماد و تعداد فراوان كتيبه هاي به جاي مانده در آن زبان كه به اعتباري بايد بيشترين اطلاعات را درباره اين دوران در برداشته باشند ، از سال سي ام قرن هفتم پيش از ميلاد به بعد هيچ چيز درباره ماده ها وجود ندارد . در ميان نوشته هاي مختلف ، بيش ازهمه رساله مختصر هرودوت است كه با وجود همه ايرادهاي وارد بر آن، آگاهيهاي قابل ملاحظه اي درباره مادها به دست مي دهد، به ويژه درباره دوران مهم شكل گيري و گسترش آن دولت يعني زماني كه منابع آشوري آن را مسكوت گذارده اند .
در قرنهاي آغازين هزاره اول پيش از ميلاد تا زمان استقرار دولت قدرتمند ماد در دهه آخر قرن هفتم ق.م. در بخش وسيعي از شمال ، غرب ، جنوب غربي و قسمتي از جنوب فلات ايران ، با نام قومها و دولتهايي چون مانايي ها ، سكاها ، كاسپي ها ، اورارتوها ، كاسي ، ايلاميها ، سومريها ، پارسها و … برميخوريم كه در جريان درگيريهاي منطقه غرب فلات ايران بين خود و يا با آشوريها – به عنوان حكومتهاي منطقه اي و قومها و طايفه هاي قدرتمند – حضوري فعال داشته اند . در همان هزاره اول ق.م. برخي از اين قومها را با نامهاي ديگري كه از پيشينه اي بسيار كهن در منطقه برخوردار بودند ، مي خواندند ، چنانكه " اورارتوييان" و مردم ماننا ، ماد را " گوتي " مي ناميدند .
گوتي ها در كنار لولوبي ها ، ميتانيها ، ايلاميها ، كاسي ها و كاسپي ها از جمله ساكنان كهن فلات به شمار مي رفته اند كه با نام و آثار آنان از هزاره سوم پيش از ميلاد ، در منطقه آشنا هستيم .براي شناخت جامع فرهنگ و تمدن دوران ماد كه تاثيري بنيادين بر دورانهاي بعد و به ويژه عهد هخامنشيان گذارده است ، آگاهي بر وضع اين اقوام و دولتهاي منطقه اي گريز ناپذير مي باشد . به ويژه آنكه گروهي از تاريخ نويسان بر حسب گرايشهاي خاص خود درباره اصل و منشاء هر يك از اين قومها و منطقه حكمروايي، زبان و تمدن و رويدادهاي مربوط به آنان ، به گونه اي مطلب را عنوان كرده اند كه خواننده بدون توجه به موقعيت جغرافيايي آنان و وسعت حوزه اقتدارشان چنان مي پندارد كه هر يك به صورت جزيره اي جدا از ديگران و با اصل و منشئي متفاوت ، صاحب فرهنگ و تمدني از ريشه ويژه و مستقل بودنده اند. وليكن در اصل، عمده آنان اقوامي بوده اند كه در منطقه هايي نه چندان وسيع – در مجاورت هم – هر يك در زير چتر قدرتهاي سياسي قومي و قبيله اي خود – توانسته بودند حكومتهاي محلي كوچك يا متوسطي را تشكيل دهند . شكي نيست كه قدرتهاي چون ايلامي ها، كاسي ها و ميتاني ها در طي دوراني طولاني از توانمنديهاي فراوان سياسي و تمدني شكوفا برخوردار بوده اند . چنانكه اورارتوها از حدود 900 ق.م. نزديك به سه سده توفيق يافتند كه به مرحله ايجاد يك دولت مطرح با آثاري ارزشمند در منطقه برسند و با نيرويي چون آشور، درگير شوند .
حال، با اين مقدمه جا دارد تا مرور كوتاهي بر چگونگي حضور و زندگي و پيوندهاي برخي از اين اقوام نامدار منطقه داشته باشيم . اقوامي كه از آخر سده هفتم ق.م. به بعد ، از وحدت و اجتماع آنان گسترده ترين و مقتدرترين دولت زمان به نام دولت ماد پديدار گشت . دولتي كه مهرف فرهنگ و تمدني شكوفا ، با برخورداري از يكدستيها ، هماهنگيها و پيوندهاي چشمگير است .
لولوبي
لولوبي ها در بخش وسيعي از بالاي رود دياله تا درياچه اورميه اسقرار داشتند ، كه در كتيبه هاي آشوري از ناحيه حكمراني آنان ، با نام "زاموا" ياد شده است . آنان از هزاره دوم ق.م. از اين قوم كهن ترين نقش بر جسته ايران در سر پل زهاب پديدآمده است كه به نام نقش " آنوباني ني" معروف است .
از مهمترين ويژگيهاي اين نقش ، تصوير اولين نفر از شش شخصيت كنده شده در زير تصوير است كه لباس و كلاه آن به طور كامل همان است كه در نقش برجسته هاي تخت جمشيد ، شخصيتها و افسران مادي در بردارند . به عبارت ديگر، در طول نزديك به دو هزار سال ، فرهنگ بخش وسيعي از فلات در زمينه هنر پوشاك ، تداوم داشته است .

_________________
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم!


بالا
 
 موضوع پست: شکل گیری حکومت ماد در همدان2
پستارسال شده در: جمعه 31 خرداد 1387, 11:49 am 
آفلاين
Site Admin
 WWW  YIM  مشخصات

تاريخ عضويت: يکشنبه 8 اردیبهشت 1387, 10:37 am
پست ها : 83
محل سکونت: اصفهان
کرده: 15 تشکر
دریافت شده: 12 تشکر
شکل گیری حکومت ماد در همدان2


گوتي ها گوتي نام مرداني بوده است كه در همان هزاره سوم و دوم پيش از ميلاد در شرق و شمال غربي منطقه سكونت لولوبي ها ( در منطقه آذربايجان و كردستان ) مي زيسته اند . از اين مردم...

گوتي ها
گوتي نام مرداني بوده است كه در همان هزاره سوم و دوم پيش از ميلاد در شرق و شمال غربي منطقه سكونت لولوبي ها (در منطقه آذربايجان و كردستان) مي زيسته اند . از اين مردم ، نقش برجسته معروف " هورين شيخان " در بالاي رودخانه دياله شناخته شده است كه تركيب و موضوع صحنه ، شباهت بسيار به نقش كنده " آنوباني ني " داشته و حدود زماني آنها نيز ، به هم نزديك دانسته شده است . از ديگر آثار مربوط به گوتي ها ، سر مجسمه مفرغي به دست آمده در همدان است كه آن را به يكي از شاهان گوتي در حدود سده هاي پاياني هزاره دوم ق.م. نسبت داده اند . از نظر انسان شناسي ، ريخت چهره اين مجسمه و تصوير كماندار هورين شيخان را " كسون " با تيپ كردان منطقه زاگرس و " ا.ت.آمي " انسان شناس فرانسوي با آذربايجانيان و " ژرژكنتنو" با كاسي ها يكسان ديده اند .ميتاني ها اين قوم در هزاره دوم ق.م. در قسمت غرب فلات ، از موقعيت برجسته اي برخوردار بوده و در حدود 1500ق.م. دولتي قدرتمند كه از درياي مديترانه تا كوههاي غربي آذربايجان و زاگرس امتداد داشته است، تشكيل مي دادند . سپس ، آنان شمال بين النهرين را نيز به سرزمين خود پيوند دادند .
نخست ، پايتخت آنان شهر واشوگاني ( Vashuganni ) در محل راس عين (در خابور امروزي) بود . سپس به آرپخا (Arrapkha) در كركوك انتقال يافت . ميتاني ها را آريايي دانسته اند .يك دسته از اقوام هند و اروپايي كه ظاهرا" بيشتر آنان از افراد جنگجو بودند ، از قفقاز عبور كردند و تا انحناي بزرگ شط فرات پيش راندند . اين عده با هوريان (بوميان آن ناحيه كه قومي از اصل آزياني بودند) ممزوج شدند و پادشاهي ميتاني را تشكيل دادند . اين دسته ، محل سكونت خود را تا بين النهرين شمالي توسعه دادند و آشور را محدود كردند و مساكن قوم گوتي را نيز (كه در دوره هاي شمالي زاگرس واقع بود) به قلمرو خويش افزودند. همچنين ، مصر را متحد گردانيدند و مقتدرترين فراعنه ، با دختران پادشاهي ميتاني ازدواج كردند.
ميتاني ها نه فقط از نظر قدرت سياسي و نظامي ، بلكه از نظر سامان دهي اوضاع اجتماعي و تدوين قوانين نيز، از موقعيت چشمگيري برخوردار بودند . متنهاي حقوقي به دست آمده از " نوزي " يا " يورگان تپه " (Urgantepe) در جنوب غربي كركوك درباره قوانين مربوطه به زناشويي ، بچه دار بودن يا نبودن ، هبه و واگذاري اموال ، ارث و قوانين كيفري و مجازاتها و مذهب آنان ، اطلاعات جالبي در اختيار مي گذارد.
كاسي ها از حدود هزاره سوم ق.م. به بعد ، اين مردم به اعتباري ، نخست در زمينهاي جنوب غربي درياي كاسپين (خزر) و بعد در دامنه هاي سلسله زاگرس ، ساكن بودنده اند. مردم ناحيه لرستان كنوني را بازماندگان كاسي ها مي دانند. در نوشته هاي عاشوري ، از آنان با نام " كاسي" (Kassi) ياد شده است. نام هگمتانه يا همدان را آشوريها پيش از دوران مادها " كار- كاسي" به معني شهركاسيان مي ناميدند . همچنين ، نام شهرهاي قزوين و كاشان و درياي كاسپين را بر گرفته از نام اين قوم مي دانند.
وسعت منطقه حضور كاسي ها در بخشهاي غربي فلات ، تا همدان امتداد داشته است . كاسيان در برخي از نواحي "ماد آينده" سكونت گزيده و به احتمال قوي ، نواحي مزبور به وجهي استوار جزو قلمرو دولت كاسي شده است . زيرا ، آثار نقاط مسكوني كاسيان در نواحي دور دست ماد نيز تا هزاره اول پيش از ميلاد محفوظ مانده و عنصر نژادي كاسي در حدود جنوب غربي ماد به طور قابل ملاحظه اي انتشار يافته است . درباره نژاد كاسي ها و پيوندشان با آرياييها، نظرات مختلفي وجود دارد . برخي ، آنان را " آريايي" و برخي ديگر " آزياني" گفته اند . توده جمعيت (كاسي) كه در اصل آسيايي بودند، در آغاز هزاره دوم ق.م. به توسط هند و اروپاييان كه حكومتي اشرافي و نظامي با جمعيت اندك تشكيل داده مجاز شدند كه خود را در ميان طبقه حاكم جاي دهند .همچنين ، از نام بعضي خدايان كاسي پيداست كه ارتباط خاصي ميان آنان و نژاد هند و اروپايي وجود داشته است .
اورارتوها
در سده هاي آخرين هزاره ق.م. نيز با نام پرآوازه حكومتها و اقوامي در غرب فلات و منطقه اي كه بعد مركز عمده دولت بزرگ ماد را تشكيل دادند، برخورد مي كنيم كه همه در جريان يك رويداد مهم تاريخي دنياي كهن ، از دهه آخر قرن هفتم پيش از ميلاد به بعد ، با نام دولت و تمدن ماد به زندگي خود ادامه داده اند. عمده آنان عبارت بودند از : اورارتوها ، مانايي ها ، سكاها و سيمري ها . از اين چهار گروه ، اورارتوها از نظر تشكل سياسي و سازماندهي به صورت يك دولت و به جاي گذاردن آثار تمدني ، به ويژه معماري ، از ديگران شرايط ممتازتري داشته اند . اين دولت در حدود سده نهم ق.م. از اتحاد تعدادي از طايفه ها در پيرامون درياچه وان با مركزي به نام " توشيا " سامان گرفت . در زمانهاي بعد ، از يك سو تا درياچه وان و از سوي جنوب تا حوضه هاي رودخانه هاي دجله و بخش بالاي فرات و گه گاه بخش هايي از آذربايجان كنوني را در برداشت . زبان اورارتويي را از گروه زبانهاي " آسياني " دانسته اند كه با زبان " هوريها " همگروه بوده است . مهمترين ايزد آنان " خالدي " نام داشت . اورارتوها در كار معماري ، فلزكاري و ايجاد كانالهاي آبياري توانمنديهاي بسيار داشتند .
ساكنان سرزمين اورارتو در شكل بخشيدن به هنر دوران ماد و سپس هخامنشي ،چون ديگر اقوام ساكن فلات نقش موثري را بر عهده داشته اند . دولت اورارتو ، در آغاز دهه آخر قرن هفتم پيش از ميلاد به اطاعت اتحاديه مادها در آمد .
مانايي ها مانايي ها از اقوام صاحب نام و نشاني بودند كه در ناحيه ماد آتروپاتن يا آذربايجان كنونی، در سده هاي نخستين هزاره اول پيش از ميلاد تا زماني كه جزيي از دولت بزرگ ماد گرديدند، از جمله دولتهاي منطقه اي به شمار مي رفتند. ويژگيهاي قومي جامعه مانايي را چنين دانسته اند : مقارن هزاره نخست ، مخلوطي از طوايف مهاجر و بومي – قفقازي و آريايي – به نام ماناي در نواحي جنوب شرقي درياچه اورميه تا حدود جنوب غربي خزر ، به خصوص بين حدود مراغه تا بوكان و سقز امروزي سكونت داشتند . بيشتر پژوهشگران برآنند كه مانايي ها شامل اتحاداي از طوايف منطقه بودند و خود از گذشته جزئي از سازمانهاي حكومتي لولوبي – گوتي را تشكيل مي دادند . آنان با پيروزي بر ديگر اتحاديه هاي منطقه، دولت مانا را پايه گذاري كردند . آشوريها به طور بي امان ، در فرصتهاي مختلف براي حمله و غارت ، به سرزمين مانا حمله مي بردند و در هر يورش در پي ويرانگري خود ، جمعي را به اسارت مي گرفتند كه حضور صنعتگران و هنرمندان مانايي در ميان آنان، غنيمتي گرانبها براي آشوريان به شمار مي رفت. آنان از وجود اين اسرا در كار رونق شهرهاي آشور ، به ويژه نينوا بهره مي جستند . ميان مانايي ها و اورارتوها نيز با وجود پيوندهاي بسيار نزديك فرهنگي ، بر سر گسترش منطقه نفوذ سياسي درگيريهايي وجود داشت . مانايي ها ، هم از نظر اقتصادي ، هم از نظر آفرينش آثار هنري ، صاحب توان و رشد فرهنگي والايي بودند . به همين دليل ، در زمان ايجاد حكومت قدرتمند ماد ، سرزمين مانا به اعتباري قلب و مهمترين كانون فرهنگ و تمدن امپراتوري را در بر گرفت . مسلماً ماناي پيشين ، مركز اقتصادي و فرهنگي حكومت ماد بود . اين ناحيه از ديگر نواحي ماد از لحاظ اقتصادي پررونق تر بود و در آن ، آبادترين كشتزارها و بيشه ها وجود داشت .
مبناي اقتصاد مانا را دامپروري و گله داري تشكيل مي داد . مانايي ها در خلق آثار هنري ، در زمينه معماري و فلزكاري وسفالگري و به ويژه آثار تزيين طلا و آجرهاي نقش دار ، از اعتبار و هنروالايي برخوردار بودند . تاكنون ، در سه محل با انجام كاوشهاي باستان شناسي آثار با ارزشي كه به نام مانايي شهرت دارد به دست آمده است . اين سه محل ، عبارت اند از :
زيويه ، حسنلو وقلايچي . قلعه زيويه در 54 كيلومتري جنوب شرقي سقز و در شمال روستايي به همين نام ، حسنلو در 9 كيلومتري شمال شرقي نقده و 12 كيلومتري جنوب غربي درياچه اوروميه و قلايچي در حومه بوكان واقع شده اند.
آثار هنري پرارزش و مشهور به دست آمده در زيويه و حسنلو ، از نظر نشان دادن پيشرفتهاي خيره كننده فرهنگ و تمدن فلات ايران در هزاره اول ق.م. داراي اهميتي بنيادين هستند . كاوشهاي انجام شده چند سال اخير در قلايچي و به دست آمدن بنايي كه به احتمال نيايشگاه مردم منطقه بوده است ، از نظر بيان ارزشهاي هنر معماري ، از جمله كاربرد آجرهاي نقش دار گوناگون، حكايت از تواناييهاي آفرينش هنري ساكنان بخش غربي ايران در هزاره اول ق.م. دارد. در حقيقت ، اين شيوه را از تمدن كهن تري در فلات، ( ايلاميان ) به ارث برده و آن را به اوج شكوفايي رسانده بودند .
دولت مانا دردهه نخست سده هفتم ق.م. جزئي از دولت بزرگ ماد به شمار مي رفت . دو گروه ديگر يعني سكاها و سيمري ها از نظر نژادي و زباني ، با مادها از يك بن و ريشه بودند . در حال حاضر با توجه به اطلاعات كمي كه در دست داريم ، غير ممكن است بتوانيم مادي ها را از سكايي ها و سيمري ها جدا نماييم . زيرا فرهنگ و تمدن اين اقوام كاملا" به هم بستگي داشته است . اين عقيده را هر تسفلد پس از مطالعه نقوش برجسته تخت جمشيد اظهار كرد و از آن دفاع نموده ، ولي امروزه ما با كمال اطمينان مي توانيم آن را بيان كنيم .

_________________
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم!


بالا
 
 موضوع پست: همدان از ماد تا قاجاريه
پستارسال شده در: جمعه 31 خرداد 1387, 11:50 am 
آفلاين
Site Admin
 WWW  YIM  مشخصات

تاريخ عضويت: يکشنبه 8 اردیبهشت 1387, 10:37 am
پست ها : 83
محل سکونت: اصفهان
کرده: 15 تشکر
دریافت شده: 12 تشکر
همدان از ماد تا قاجاريه


علی مرادخان -خواهرزاده کریم خان- والی همدان شد که پس از مرگ کریمخان ادعای استقلال طلبی داشت و همدان را مرکز و پایتخت خود قرار داد. به نام خود سکه ضرب نمود. و شش سالی در برابر شاه قاجار مقاومت کرد


مادها: قصری مشهور به هفت‌حصار در آن ساختند همچون قصر عجایب هفتگانه‌ی بابل. پادشاهان آن دیاکو، فرورتیش، هووخشتره و اژی‌دهاک و این اوج شکوه هکمتانه بود که به پرجمعیت‌ترین و پررونق‌ترین شهر دنیای زمان خود تبدیل شده بود
هخامنشیان: پایتخت تابستانی، ضرابخانهٔ هخامنشیان، صدور نخستین فرمان حقوق بشر به دست کوروش کبیر و ملجا استر و مُردِخای تا در نهایت آمدن نام همدان به نام احمتا در تورات عهد عتیق...
سلوکیان: اقامتگاه حکومتی جانشینان اسکندرمقدونی که حدود یک سده بر قسمتی از ایران تجزیه شده حکومت داشتند.
اشکانیان: پایتخت تابستانی
ساسانیان: پایتخت تابستانی
سلجوقیان: در سده ششم هجری سلجوقیان مرکز خود را از بغداد به این شهر منتقل کردند و مدت پنجاه سال این شهر پایتخت سلجوقیان بود
زندیان: علی مرادخان -خواهرزاده کریم خان- والی همدان شد که پس از مرگ کریمخان ادعای استقلال طلبی داشت و همدان را مرکز و پایتخت خود قرار داد. به نام خود سکه ضرب نمود. و شش سالی در برابر شاه قاجار مقاومت کرد

_________________
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم!


بالا
 
 موضوع پست: همدان در گذر تاريخ
پستارسال شده در: جمعه 31 خرداد 1387, 11:51 am 
آفلاين
Site Admin
 WWW  YIM  مشخصات

تاريخ عضويت: يکشنبه 8 اردیبهشت 1387, 10:37 am
پست ها : 83
محل سکونت: اصفهان
کرده: 15 تشکر
دریافت شده: 12 تشکر
همدان در گذر تاريخ

مهاجرتهاي اقوام آريائي نژاد ماد ازحدود3500 سال پيش به منطقه غرب ايران ومحدوده فعلي استان همدان واختلاط وسلوك آنان با اقوام مستقر در منطقه به تدريج منجر به شكل گيري نخستين حكومت فراگيربه مركزيت هگمتانه (همدان) در فلات قاره...
مهاجرتهاي اقوام آريائي نژاد ماد ازحدود3500 سال پيش به منطقه غرب ايران ومحدوده فعلي استان همدان واختلاط وسلوك آنان با اقوام مستقر در منطقه به تدريج منجر به شكل گيري نخستين حكومت فراگيربه مركزيت هگمتانه (همدان) در فلات قاره ايران گشت واين حكومت در 650 قبلاز ميلاد در اوج اقتدار خود ضمن غلبه بربزرگترين قدرت سياسي ونظامي آن عصر يعني دولت آشور قلمرو خود اراز شرق به آسياي ميانه ودرغرب به قلب آسياي صغير بسط داد. بر اساس نوشته هاي هرودوت ورخ يوناني بدستور ديااكو نخستين پادشاه ماددرهگمتانه (همدان) پايتخت آنان استحكامات عظيمي شامل قلاع تودرتوو قصرهاي سلطنتي برپا گشت. اكثريت محققين علوم تاريخ وباستان شناسي را عقيده بر اين است كه تپه امروزي هگمتانه در دل شهر همدان برجاي مانده بقاياي همين تاسيسات ميباشد. اين تپه طي چندين سال اخير مورد كاوشهاي باستانشناسي قرارگرفته وكارگاههاي كاوش واشيا ﺀ بدست آمده در معرض ديد علاقمندان قراردارد.همچنين انجام حفاريهاي باستان شناسي در تپه هاي گودين نزديك كنگاور ونوشيجان در ملاير گوشه هائي از فرهنگ وتمدن اقوام ماد رادراين زمان برماآشكار ساخته كه از جمله آنها مي توان به نخستين اشكال خط ونگارش وسكه هاي اوليه ومظاهر فرهنگ ديني ومعماري ايراني اشاره نمود.از دوره هخامنشيان علاوه بر سنگ نبشته هاي ميخي گنجنامه همدان تعداد قابل توجهي اشيا ﺀ زرين وسيمين ونيز بقاياي كاخهاي سنگي بيادگار مانده است كه علاقمندان ميتوانند ازآنها در موزه ملي كشور وموزه تپه هگمتانه بازديد كنند از دوره هاي سلوكي واشكاني در همدان مجسمه شير سنگي وگورستان پارتي ودر نهاوند نشانه هائي از يك معبد برجاي است.
شهرهمدان دردوره ساساني يكي از ضرابخانه هاي اين حكومت بوده وسكه هاي متعددي از اين دوره دردست مي باشد.شهرنهاوند نيز در اين زمان داراي اهميت ويژه اي بود ودژ مستحكمي در آن قرارداشت ويكي از مراكز ايالات اسپهبد نشين هفتگانه اين دوره بود.اعراب در يورش به ايران فتح نهاوند رافتح الفتوح ناميدند و گشودن همدان را به سال 645 ميلادي پس از فتح نهاوند بزرگترين پيروزي خود برساسانيان شمرده اند. از آثار اين دوره مي توان به غار قلعه جوق درفامنين وبقاياي قلعه اي در همان محل اشاره كرد. نفوذ وگسترش اسلام درايران تغييرات وتكامل شگرفي رابرپايه تعاليم اسلام واصول هنرها ومعماري قديمي كشور سبب شد. ازاين دوره 1400 ساله در نقاط مختلف استان يادمانهاي متعددي برجاي مانده كه اهم آنها عبارتند از:بناي بسيار زيبا وارزشمند گنبد علويان از دوره سلجوقي – برج قربان – بقعه استر ومردخاي – بقعه خضر از قرون 7تا9 هجري درهمدان امامزده ازناو از دوره سلجوقي در فامنين – امامزاده هود واظهر دررزن وبقعه حبقوق نبي در تويسركان از قرن هشتم –امامزاده يحيي – امامزاده حسين وامامزاده اسماعيل د رهمدان ونيز كاروانسراي فرسفج ومدرسه علوم ديني شيخ عليخان زنگنه در تويسركان – آب انبار وسنگ نبشته اي معروف به كتيبه آقاجان بلاغي مربوط به بناي يك سد در اسدآباد – يخچال ميرفتاح در ملاير وحمام حاج آقا تراب در نهاوند ونيز تعدادي پل شامل پل شكسته (خسروآباد)در اسدآباد- پل كوريجان وآبشينه در همدان پل جهان آباد در فامنين – پل فرسفج ومجموعه بازار در تويسركان وپل زرامين در نهاوند جملگي از دوره صفوي وبازار,مسجد جامع وميدان امام همدان وبازارملاير ازابنيه مهم بعداز دوره صفوي.
درخاتمه شايان ذكر ميداند همدان از دير باز مهد پرورش مردان بزرگي د رزمينه علم وهنر – عرفان – دين وسياست بوده است كه ا زجمله اين مشاهير ميتوان به فيلسوف عاليقدر جهان اسلام ابوعلي سينا- شاعر وارسته وعارف بزرگ باباطاهر- عارف دلسوخته وحق طلب عين القضاه همداني ونيز مردان علم وسياست نظير,خواجه رشيد الدين فضل اله همداني وزير مشهور ايلخانيان مغول وهمچنين ادبا وشعراي گرانقدري چون ميرزاده عشقي- مفتون همداني وعارف وهمچنين مردان دين وسياست چون سيد جمال الدين اسدآبادي اشاره نمود. بدين لحاظ عاشقان وشيفتگان مظاهر فرهنگ وتمدن ايران واسلام مي توانند علاوه بر آثار وابنيه تاريخي استان از بناهاي يادبودي كه براي برخي از اين بزرگان برپا شده نظير آرامگاه بوعلي وباباطاهر نيز بازديد نمايند. گذشته از آثار تاريخي استان همدان از لحاظ طبيعي نيز داراي جاذبه هاي خاصي است كه از جمله آنها مي توان به غار بي نظير وبسيار زيباي عليصدر در شهرستان كبودرآهنگ – گردشگاههاي گنجنامه وعباس آباد در همدان – پارك زيباي ملاير- سراب گيان نهاوند وييلاقات خوش آب وهواي شهرستان اسدآباد اشاره نمود. وجود مجموعه جالب وبي بديل جاذبه هاي فرهنگي – تاريخي وطبيعي وارتباطات سهل اين استان با مركز كشور ونيز آب وهواي خنك آن در فصل بهار وتابستان استان همدان را به عنوان يكي از مهمترين قطبهاي گردشگري مطرح نموده ودرسال جاري اين استان بلحاظ جذب گردشگر در كشور توانست رتبه چهارم را احراز نمايد همچنين درراستاي برنامه ملي توسعه گردشگري كشور شهرهمدان به عنوان منطقه مدل گردشگري انتخاب گرديده است كه انشا ﺀ الله بااجراي اين برنامه شهرهمدان واين استان جايگاه واقعي خودرا در كشور وجهان خواهديافت وخواهد توانست با بدل شدن به يك قطب اساسي گردشگري به شكوفائي اقتصادي كشور نيز كمك شاياني بنمايد.

_________________
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم!


بالا
 
 موضوع پست: همدان پايتخت آل بويه1
پستارسال شده در: جمعه 31 خرداد 1387, 11:56 am 
آفلاين
Site Admin
 WWW  YIM  مشخصات

تاريخ عضويت: يکشنبه 8 اردیبهشت 1387, 10:37 am
پست ها : 83
محل سکونت: اصفهان
کرده: 15 تشکر
دریافت شده: 12 تشکر
همدان پايتخت آل بويه1


تقسیم به این صورت بود که همدان و ری و قزوین را به فخرالدوله، اصفهان را به مویدالدوله داد و توصیه کرد که از فرمان برادر بزرگ خود عضدالدوله که حاکم فارس و خوزستان بود سرنپیچند. آن گاه از اصفهان به ری آمد و در محرم 366 ه.ق.
وفات کرد.


آل بویه «320-447 ق / 932-1055 م»
در سالهای ضعف و انحطاط بغداد که امراء ترک و کرد و گیل و دیلم خلیفه را هم در تختگاه وی دست نشانده قدرت و غلبه خویش ساخته بودند، با آن که در ایران اندیشه ایجاد یک قدرت پایدار همراه با احیاء مرده ریگ باستانی در خاطر بسیاری از داعیه داران عصر، از گیل و دیلم و طبری شکفته بود، تحقق این رویاء آن هم در یک مدت کوتاه، تا حدی فقط برای آل بویه ممکن شد .
که آن نیز به سبب اختلافات خانگی، تقید به تقلید از دعوت زیدیان، و برخورد با انقلابات خراسان خیلی زود مثل یک رویای صبحگاهی پایان یافت، مع هذا بنیانگذار این سلسله علی بن بویه دیلمی ملقب به عمادالدوله و برادر زاده‏اش فنا خسرو بن حسن معروف به عضدالدوله، با وجود محدود بودن امارت خویش و با آن که در زمان آنها فرصتی هم برای احیاء فرهنگ فارسی در قلمروشان پیدا نشد، باز استعداد خود را برای بازسازی وحدت از دست رفته قرنهای دور نشان دادند.
هر چند دولت آنها به رغم انتسابی که بر وفق رسم عصر به یک پادشاه باستانی مثل بهرام گور هم موفق به ایجاد تعادل پایدار عصر از یاد رفته بهرام در قلمرو یزدگرد نشد، باری طی چندین دهه فرمانروایی آنها، قدرت اخلاف سعد بن ابی وقاص و مروان و معتصم، نقش فعالی را که پیش از آن در سرنوشت مردم ایران داشت .
به نقش انفعالی مبدل ساخت و بدینگونه عناصر تازه‏یی از طوایف و اقوام مردم ایران بار دیگر آنچه را ایران طی سالها به اعراب و ترکان اهل سُنت واگذاشته بودند، این بار همراه آیین شیعه، دیگر بار، و گرچه برای مدتی کوتاه، به دست آوردند. دولت شيعی آل‌بویه در بخش مهمی از سرزمين ايران حضور داشت.

سه تن از فرزندان بویه که گویا شغل ماهیگیری در گیلان داشتند، به خدمت امرای آل زیار در آمدند. البته، ماکان کاکی هم از آنان حمایت می‌کرد. همچنین، " علی "، " احمد " و " حسن " مورد حمایت مردآویچ نیز قرار گرفتند.
فتح اصفهان برای مرد آویچ، ظاهرا" توسط علی که برادر بزرگ‌تر بود صورت گرفت. پس از قتل مرد آویچ، غلامان ترک از ترس غلامان دیلمی، به خصوص ابوالحسن علی بن بویه به اطراف گریختند و میدان تنها برای دیلمیان خالی ماند.
علی بن بویه به همراه برادر خود، احمد که کنیه ابوالحسین داشت به فتح اهواز توفیق یافت (326 ه.ق.). وی، غلامان ترک را که به سرداری "بجکم " در آنجا پناه گرفته بودند متواری ساخت.

علی بن بویه پس از فتح خوزستان، عازم فارس شد و احمد نیز به کرمان روی آورد و به فتح آن ولایت نایل آمد ( 334ه.ق). سپس ،به بغداد رفت و المستکفی بالله – خلیفه عباسی – را مطیع خود ساخت. خلافت بغداد که پیشرفتهای برادران بویه را برای العین می‌دید، به صلاحدید بعضی وزرای خود، از جمله " ابن مقله " با آنان از در مماشات در آمد و لقب خاص برای آنان فرستاد که علی را " عماد الدوله " و حسن را " رکن الدوله " و احمد را " معزالدوله " نامید.

همان معزالدوله بود که در بغداد دستور داد سب آل علی (‌ع‌) موقوف شود و مراسم عزاداری ماه محرم را برپاداشت. به خصوص، در ایام عاشورای سال 352 ه.ق. که جمع کثیری در بغداد گرد آمدند و بازارها بسته شد ،‌مردم آن روز آب ننوشیدند و در بازارها خیمه پر پا کردند و بر آن خیمه‌ها پلاس آویختند و زنان بر سر وروی خود می‌کوفتند .

از این زمان رسم زیارت قبور ائمه – علیهم اسلام – رایج گردید و بغداد به دو قسمت مهم شیعه نشین (کرخ) و سنی نشین تقسیم شد (363 ه.ق.). همچنین، مقام نقابت علویان هم در زمان آل بویه تأسیس شد.

امرای حمدانی که به حمایت خلیفه به بغداد تاختند، از معزالدوله شکست خوردند. معزالدوله در سال 336 ه.ق. بصره را تصرف کرد. همچنین در سال 337 ه.ق. به موصل تاخت و ناصر الدوله حمدانی را فراری ساخت .اقامت معزالدوله در سال 356 ه.ق. در بغداد ادامه داشت.

عمادالدوله ،برادر بزرگ‌تر، (متوفی به سال 338 ه.ق.) از آنجا که وی پسری نداشت، از رکن الدوله برادرش که در عراق و ری بود در خواست کرد تا " پناه خسر " پسرش را به شیراز بفرستد که جانشین او شود.

_________________
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم!


بالا
 
 موضوع پست: همدان پايتخت آل بويه2
پستارسال شده در: جمعه 31 خرداد 1387, 11:57 am 
آفلاين
Site Admin
 WWW  YIM  مشخصات

تاريخ عضويت: يکشنبه 8 اردیبهشت 1387, 10:37 am
پست ها : 83
محل سکونت: اصفهان
کرده: 15 تشکر
دریافت شده: 12 تشکر
همدان پايتخت آل بويه2


از کسانی که در ری و همدان حکومت کردند، ابتدا می‌توان رکن الدوله را نام برد. پس از او موید الدوله که تا سال 373 ه.ق. حکومت ری را داشت. هم او بود که با قابوس در گرگان نیز جنگید. حوزه حکومت او شامل عراق عجم و گرگان و طبرستان بود.


این پناه خسرو، لقب " عضد الدوله " یافت و در شیراز به حکمرانی فارس و بنادر و سواحل خلیج فارس پرداخت. رکن الدوله، مردی با تدبیر بود، او در 359 ه.ق. به کردستان لشکر کشید و حسنویه، پسر " حسین کرد " ،‌را که حاکم آن ولایت بود، وادار به مصالحه کرد. وزیر او، ابوالفتح که فرزند این عمید بود، قرارداد مصالحه را امضاء کرد.
رکن الدوله با امرای سامانی، به خصوص ابوالحسن سیمجور که از جانب سامانیان حکومت خراسان را داشت، اغلب در کشمکش بود. تنها وقتی صلح میان این دو خانواده رخ داد که امیر نوح سامانی از دختر عضدالدوله خواستگاری کرد و این ازدواج هم صورت گرفت (361 ه.ق.) تا وقتی معزالدوله زنده بود، میان برادران و خانواده بویه اختلافی نبود.
پس از مرگ معزالدله (356 ه.ق.) که عزالدوله بختیار، پسر معزالدوله جانشین پدر شد اختلافها بالا گرفت. این مرد بیشتر نواحی شرق کرمان را در تصرف داشت و به همین دلیل هم، عضدالدوله در 357 ه.ق. یک لشکر کشی به کرمان انجام داده بود.عضدالدوله پسر رکن الدوله با عزالدوله پسر معزالدوله چندین بار به جنگ پرداخت. یکی از آن جنگها در حوالی بغداد بود که طی آن، عزالدله شکست خورد و به موصل فرار کرد. معروف است وقتی این خبر را به رکن الدوله رساندند، از شدت خشم خود را از تخت به زیر انداخت و چند روز از خوردن باز ماند.

بعدها، عزالدوله بختیار مورد بخشش امرای آل بویه قرار گرفت. این امر به تدبیر ابوالفتح وزیر انجام یافت.

همچنین، در زمان رکن الدوله بود که مذهب شیعه رسمیت کامل یافت و شیخ صدوق – این بابویه – کی از کتب معروف خود، یعنی " من لایحضره الفقیه " را که جزء کتب اربعه است، در فقه شیعه تاًلیف کرد. همچنین، وی مجالس مباحثه با شیخ صدوق در ری داشت.

رکن الدوله به سال 365 ه.ق. که به بیماری شدیدی دچار شده بود، امرای آل بویه رااحضار کرد و از آنان خواست که پس از مرگ او با یکدیگر مخالفت نکنند. سپس ضیافتی در اصفهان فراهم آمد که سه پسر رکن الدوله و سران دیلم، در این مجلس بودند. رکن الدوله، در این مجلس عضدالدوله را به عنوان ولیعهد خود انتخاب کرد، ولی مملکت را بین پسران تقسیم نمود.
تقسیم به این صورت بود که همدان و ری و قزوین را به فخرالدوله، اصفهان را به مویدالدوله داد و توصیه کرد که از فرمان برادر بزرگ خود (عضدالدوله که حاکم فارس و خوزستان بود) سرنپیچند. آن گاه از اصفهان به ری آمد و در محرم 366 ه.ق. وفات کرد.
عضدوالدوله در این زمان 42 سال داشت و تحت تربیت ابن عمید، مراتب کمالیه را آموخته بود. وی که کنیه ابو شجاع و عنوان شاهنشاه داشت،در سال 364 ه.ق. وارد بغداد شد و در شوال 367 ه.ق. به عنوان تعقیب عزالدوله، به موصل تاخت و آن شهر را تسخیر کرد. همچنین، عزالدوله را به قتل رساند و پسر ناصرالدوله حمدانی را نیز مقلوب کرد. همچنین بر دیار بکر و حوضه علیایفرات هم تسلط یافت. در این زمان خلیفه عنوان " تاج المله " را هم به او داد. خلیفه وقت که الطائع لله عباسی بود، اجازه داده بود برای عضدالدوله سه نوبت طبل بزنند. همچنین، الطائع دختر عضدالدوله را نیز به زنی گرفت.

عضدالدوله در سال 371ه.ق. به بهانه تعقیب فخرالدوله، به گرگان روی آورد و آن شهر را تسخیر کرد. در این حین، قابوس و فخرالدوله به خراسان پناه بردند. عضدالدوله در شوال سال 372 ه.ق. در بغداد به بیماری صرع دچار شد و در همان جا در گذشت. او را در نجف به خاک سپردند. تأسیس بیمارستان عضدی بغداد در سال 371 ه.ق. به توصیه محمد زکریای رازی، فیلخانه عضدی، کتابخانه عضدی شیراز و بند امیر بر رود کر، از بناهای عضدالدوله است (365ه.ق). مزار سلمان فارسی را نیز او بنا نهاد. در این سالها، مویدالدوله – برادر وی – از جانب او در ری حکومت می‌کرد که صاحب بن عباد، وزیر او شهرتی دارد.
بعد از مرگ عضدالدوله، پسرش ابوالفوارس شیر ذیل که لقب " شرف الدوله " داشت به امارت کرمان و فارس رسید. اما، چهار پسر دیگر عضدالدوله به جان یکدیگر افتادند و فخرالدوله عم ایشان، ‌هر چند خواست اختلافات را رفع کند توفیق نیافت.
مصام الدوله و بهاء الدوله همچنان در زد و خورد بودند و نتیجه آن شد که به سال 377.ه.ق.
در جنگی که شرف الدوله با " بدربن حسنویه " کرد، در کرمانشاه شکست خورد. پس از آن، دولت حسنویه در نواحی غرب ایران دوباره جان گرفت.

بهاءالدوله در سال 380 ه.ق. خوزستان را فتح کرد و فارس و بهبهان را به صمصام الدوله سپرد و خود به بغداد آمد. در سال 381 ه.ق. امیر خلف ابن احمد صفاری، در کرمان بر آل بویه پیروز شد و آنان را از کرمان بیرون راند .

جنگهای متوالی میان برادران و همچنین با عزالدوله بختیار، دولت بویه را سخت تضعیف کرد. بهاءالدوله در سال 403 ه.ق. در بغداد در گذشت. پس از او، سلطان الدوله پسرش تا سال 415 ه.ق. و ابوکالیجار مرزبان پسر او تا سال 440 ه.ق. بر کرمان و نواحی شرقی تسلط داشتند. هم در زمان اوست که ملک " قاورد " سلجوقی بر کرمان تسلط یافت و کرمان را از چنگ آنان خارج ساخت و سلسله سلجوقیان کرمان را تأسیس کرد.

اما دیلمیان مقیم فارس و خوزستان، ملک رحیم پسر ابوکالیجار را به حکومت برداشتند. او در سال 443ه.ق. اصطخر و شیراز را دوباره به تصرف آورد. ولی سرانجام در سال 447 ه.ق. به دست طغرل سلجوقی که برای کمک به خلیفه " القائم بامرلله " به بغداد آمده بود اسیر شد و درین زمان، دولت آل بویه عملا" پایان یافت .به طور کلی، می‌توان کیفیت حکومت آل بویه را در نواحی ایران ،‌به سه شعبه بالنسبه مستقل تقسیم کرد:
1. گروهی که در عراق و اهواز و کرمان حکومت راندند.
2. آنانی که در عراق و فارس بوده‌اند .
3. کسانی که در کرمان و فارس حکومت کردند.

امرای ال بویه فارس، عبارت بودند از:
عمادالدوله، عضدالدوله پسر رکن الدوله، شرف الدوله، صمصام الدوله، بهاء الدوله، سلطان الدوله، ابوکالیجار مرزبان و ملک رحیم. امرای آل بویه عراق و خوزستان و کرمان، عبارت بودند از:
معزالدوله ابو الحسین احمدبن بویه، عزالدوله بختیاری، عضدالدوله، شرف الدوله ،بهاء الدوله، سلطان الدوله، مشرف الدوله، جلال الدوله، ابوکالیجار مرزبان، ملک رحیم پسر ابوکالیجار، قوام الدوله و ابو منصور فولادستون پسر ابوکالیجار.

امرای آل بویه ری و اصفهان و همدان نیز، عبارت بودند از:
رکن الدوله، موید الدوله، فخر الدوله ،‌مجد الدوله، شمس الدوله، سماء الدوله، ابو الحسین پسر شمس الدوله (حدود 414 ه.ق.) . آنان که در کرمان حکومت راندند، عبارت بودند از: قوام الدوله، ابوکالیجار و ابومنصور فولادستون.

لازم به ذکر است که تکرار نام بسیاری از امراء به سبب جنگهای خانوادگی بود که میان آنان رخ می‌داد. البته نتیجه این جنگها هم به طور طبیعی تصاحب ولایت یکی توسط دیگری بود. برادر مجدالدوله که لقب شمس الدوله داشت، مدتی با امرای گرد ائتلاف کرد.
از آنجا که خود می‌خواست بر مجدالدوله پیروزی یابد ،جنگهای میان دو برادر در اصفهان رخ داد. یک بار نیز ری را تسخیر کرد.
در این جریان ،‌سیده خاتون به دماوند گریخت و مدتها بعد از آن توانست مجددا" به ری بازگردد. وقتی امیر کرد بدربن حسنویه – در اثر شورشی به قتل رسید، شمس الدوله توانست نقاط مورد تصرف او را به چنگ آورد. بدین ترتیب، مدتها همدان را پایتخت خود ساخت. او در این ایام، ابو علی سینا را برای مدت کوتاهی در همدان به وزارت خود برگماشت .

از کسانی که در ری و همدان حکومت کردند، ابتدا می‌توان رکن الدوله را نام برد. پس از او موید الدوله که تا سال 373 ه.ق. حکومت ری را داشت. هم او بود که با قابوس در گرگان نیز جنگید. حوزه حکومت او شامل عراق عجم و گرگان و طبرستان بود.
وزیر وی نیز، صاحب بن عباد نام داشت. بعد از او، فخر الدوله به حکومت رسید که تاسال 387 ه.ق. حکومت کرد. وی مدتها با سامانیان و امرای آنان در خراسان کشمکش داشت. همچنین، یک لشکر کشی نیز به اهواز کرد که بی نتیجه بازگشت. فخر الدوله در قلعه طبرک در گذشت. پس از وی، همسرش سیده خاتون جانشین او شد و فرزند خردسالش – ابوطالب رستم – را که لقب مجدالدوله یافت، سرپرستی می‌کرد. هم اوست که پس از بلوغ، با رقیبی نیرومند مانند سلطان محمود غزنوی پنجه افکند و بالاخره شکست خورد و اسیر شد (ربیع الثانی 420 ه.ق.). مجدالدوله را تبعید گونه به غزنین فرستادند، ولی او بین راه در گذشت. وی آخرین امیر خاندان بویه بود.

_________________
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم!


بالا
 
 موضوع پست: شير سنگي همدان
پستارسال شده در: جمعه 31 خرداد 1387, 12:01 pm 
آفلاين
Site Admin
 WWW  YIM  مشخصات

تاريخ عضويت: يکشنبه 8 اردیبهشت 1387, 10:37 am
پست ها : 83
محل سکونت: اصفهان
کرده: 15 تشکر
دریافت شده: 12 تشکر
شيرسنگي همدان 3 هزار ساله است

شهر كنوني همدان در گذشته هاي دور ، اكباتان كهن و مركز فرمانروايي مادها و پايتخت تابستاني هخامنشيان بوده است . از آثار تاريخي آن دوره ، تنها بقايايي اندك بر جاي مانده كه «شير اكباتان » بكي از مهمترين آنهاست . «سنگ شير » يا «شير سنگي » در جنوب شهر در كنار جاده قديم همدان – ملاير قرار گرفته است . روزگاري اين شير به صورت نشسته بود؛ اما گذر ايام و رويدادهاي تاريخي آنرا به صورت خوابيده درآورده است ! در دوران حكومت مادها و هخامنشيان ، ساخت اين مجسمه ها اهميت زيادي داشت ، زيرا طلسم شهر بودند. شير همدان ، اسب شبديز (اسب سوار طاق بستان ) بيستون و ستونهاي كنگاور، از جمله بناهاي مشهور و ديدني هاي مهم ايران هستند.
ابن فقيه همداني ( به سال 282 ه.ق) در كتاب « البلدان » در توصيف اين شير مي نويسد:« از شگفتي هاي همدان ، مجسمه شيري است از سنگ بر دروازه شهر، كه گفته مي شود طلسمي است براي سرما و آن از كارهاي بليناس رومي صاحب طلسمات است . هنگامي كه قباد ، او را براي طلسم كردن آفتهاي شهر روانه كرد، گويند كه از بسياري برف و سرما ، در همدان سوار با اسبش در ميان برف غرق شد و همين كه اين طلسم را به صورت شير در آنجا كار گذاشت ، برفش كاهش يافت و كارش به شد.» ابن فضيه از بليناس به عنوان سازنده اين مجسمه نام مي برد. وي در حقيقت همان آپولونيوس تياني از دانشمندان مكتب فيثاغورس بوده كه در سده نخستين ميلادي مي زيسته و در دوران باستان از يونان به روم ، مصر ، بين النهرين ، ايران و هندوستان سفر كرده است . در طول تاريخ برخي خواسته اند اين شير سنگي را به محل ديگري ببرند . المكتفي ، خليفه عباسي در سال 291 ه. ق مي خواست آن را به بغداد منتقل كند؛ اما با مخالفت مردم شهر روبه رو شد ؛ اين واكنش و همچنين دشواري هاي حمل مجسمه سنگين موجب شد المكتفي منصرف شود.
«شير همدان » پيش از اين ، در كنار دروازه اي قرار داشت كه آن را دروازه شير مي ناميدند و از آن دروازه به راه ري مي رفته اند. جاده قديمي مالرويي نيز از همدان به ملاير و سلطان آباد ( اراك ) و سپس به ري مي رسيده است ، به همين سبب شير سنگي در معرض ديد عمومي بوده است و مسافران ، نقشه هايي براي ربودن آن طراحي مي كرده اند .
مرداويج زياري ، حاكم گيلان وقتي به شهر همدان يورش برده بود ، مي انديشيد با متلاشي كردن شير مي تواند براحتي شهر همدان را تصرف كند ، از اين رو دستور داد پاهاي پيشين شير را با پتكهاي سنگين بشكنند و بدين ترتيب مجسمه حالت اوليه خود را از دست داد.
محققان و پژوهشگران قرن نوزدهمي مانند فلاندن ، جكسن و ليدشمن مجسمه شير سنگي را اثري ساخته شده در زمان مادها (قرن 7و6 ق .م ) مي دانند؛ اما لاكهارت ، هرتسفلد و واندن برگ مدعي اند ، مجسمه توسط آپولونيوس و در زمان پارتها ساخته شده است.
مجسمه شير همدان از سنگ قهو ه اي رنگ است و 35/6 متر درازا دارد. اين مجسمه پيكري باريك اما ورزيده ، سينه اي پهن و سري بزرگ با يال مرغوله اي دارد. در قسمت پيشاني و چشمان و نيز پشت مجسمه ، ساييدگي هاي فراوان وجود دارد، اما سر بزرگ با دهان و پوزه كشيده شير، هنوز بخوبي نمايان است . نشانهاي ويژه اين مجسمه ، يال چند لايي آن با حلقه هاي تابدار است كه در سمت چپ بدن با وجود ساييدگي فراوان هنوز ديده مي شود و نيز پيكر درشت و نيرومندش با انحناهاي طبيعي و رانهاي ستبرپس پشت او كه همچنان باقي است . پهلوهايش فرو رفته و ميان باريك است و تنها 80 سانتي متر و 70 سانتي متر بلندي دارد؛ در حالي كه قسمت سر يك متر پهنا و 1/30 متر قد دارد.
شير همدان بدين لحاظ از شيرهاي دوره هخامنشيان از نقشهاي تخت جمشيد متمايز است كه شيرهاي آن دوره ،سر و تن مجسمه به هيچ وجه جداگانه نيست . در هر حال «شير سنگي همدان » يادگاري تاريخي و بر جاي مانده از دوران قديم است كه با وجود گذر زمان همچنان پابرجاست .

_________________
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم!


بالا
 
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 9 پست ] 

همه زمانها UTC + 3:30 ساعت هستند


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون کاربران عضو شده و 1 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
پرش به:  
cron
Powered by phpBB © 2000, 2002, 2005, 2007 phpBB Group  
Design By Poker Bandits  

ایجاد شده توسطparsboard.com

میزبانی هاست با پارس بردparsboard.com